السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

504

تفسير الميزان ( فارسي )

آگاه باشيد كه اين انفاق و دعاى خير رسول خدا ( ص ) مايه تقرب ايشان است ، و خداوند وعده داده است كه ايشان را داخل رحمت خود كند ، براى اينكه خداوند آمرزنده گناهان و مهربان با بندگان و اطاعتكاران است . * ( « وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَالأَنْصارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ . . . » ) * قرائت معروف اين است كه « و الانصار » - به كسر راء - خوانده شود كه به « المهاجرين » عطف شود ، كه در آن صورت تقديرش اين مىشود پيشينيان اول از مهاجر ، و پيشينيان اول از انصار و كسانى كه ايشان را به نيكويى پيروى كردند . ولى يعقوب كلمه مذكور را « الانصار » - با رفع - خوانده ، و در نتيجه منظور از انصار تمامى انصار خواهند بود نه تنها پيشينيان اول ايشان . و در اينكه مقصود از « سابقين اولين » چه كسانيند اختلاف است ، بعضى « 1 » گفته‌اند : منظور از ايشان آن كسانيند كه به دو قبله نماز گزارده‌اند . بعضى « 2 » ديگر گفته‌اند : مقصود از ايشان كسانيند كه بيعت رضوان كرده باشند ، و بيعت رضوان ، بيعت در حديبيه است . بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند مقصود از ايشان تنها و تنها اهل بدراند . و بعضى « 4 » گفته‌اند كسانيند كه قبل از هجرت ، مسلمان شدند ، و اين چند وجهى كه ذكر شد دليل لفظى بر هيچ يك آنها در دست نيست . چيزى كه ممكن است تا اندازه اى از لفظ خود آيه استشمام نمود و در حقيقت آيه شريفه ، آن را تا حدى تاييد مىكند ، اين است كه منظور از « سابقون اولون » كسانىاند كه قبل از هجرت ايمان آورده و پيش از واقعه بدر مهاجرت كردند و يا به پيغمبر ايمان آورده و او را منزل دادند ، زيرا موضوع با دو وصف سابقون و اولون بيان شده ، و اسمى از اشخاص و يا عناوين آنها برده نشده ، و اين خود اشعار دارد بر اينكه بخاطر هجرت و نصرت بوده كه سبقت و اوليت اعتبار شده است . آن گاه جمله اى كه بر سابقون و اولون عطف كرده يعنى جمله * ( « وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ » ) * طائفه و مردم ديگرى را ياد مىكند كه به وجه نيكو پيرو سابقون و اولون بودند ، و آنكه با پيروى مناسبتر است وصف « سبق » است ، نه اوليت ، چون در برابر تابع نمىگويند : « اول » بلكه مىگويند « سابق » هم چنان كه در مقابل اول نمىگويند « تابع » بلكه مىگويند « آخر » به شهادت آيه « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرِينَ الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَأَمْوالِهِمْ . . .

--> ( 1 و 2 و 3 و 4 ) تفسير المنار ، ج 11 ص 13